ميرزا محمد حيدر دوغلات
500
تاريخ رشيدى ( فارسي )
همچنين از طرف منصور خان « 1 » صاحب دولت بيگم كه « 2 » كه خواهر مير جبار بيردى بود و ماهم خانيم كه همشيره منصور خان باشد به گرو رفتند و خان نيز از آن طرف با سى كس آمد ، در ميانه جاى لشكر سايهبانها بر پاى كردند . بيت : به يك منزلى مجلسى ساختند * بهشت نو آيين بپرداختند « 3 » منصور خان رفته در سايه سايبانى كه هماى آساى به ظل دولت زمين و زمان را سايه پرور گردانيده بود ، نزول اجلال ارزانى داشته در صدر مجلس خانى و سرير مسند جهانبانى متمكن شد . بيت : چو پا بالاى تحت زر نهاده * جهانى زير تختش سر نهاده « 4 » بعد از آن خان آمد در محلى كه اقصى مراتب احترام را لايقتر تواند بود فرود آمد . بيت : شد روان بر مثال سرو روان * ز سرش تا به پاى روح روان « 5 » چون نزديك رسيد در جايى كه قواعد مغول متعارف است زانو زدن گرفت . هرچند كه منصور خان برادر كلان بود ، قد راست كرد و پيش آمده خان را در كنار گرفت . مصرع : شكل صنوبرى كه دلش نام كردهاند . « 6 » ( 234 پ ) آنگاه دست خان را گرفته متوجه مسند دولت مصير شد . چون منصور خان نشست خان برخاست به آنجا كه بار اول زانو زده بود برگشت . نظم : ز زرينه و تاجهاى به زر * ز سيمينه و گوشوار و كمر ز اسبان تازى به سيمين لجام * ز شمشير هندى به زرين نيام « 7 » آنقدر كه از چنين پادشاهى به چنان حضرتى فراخور و لايق تواند بود پيش كش
--> ( 1 ) . نب : + كه . ( 2 ) . نب : - كه . ( 3 ) . نگ : - بيت به يك . . . بپرداختند . ( 4 ) . نگ : - بيت چو پا بالاى . . . نهاده . ( 5 ) . نگ : - بيت شد روان . . . روان . ( 6 ) . نگ : - شكل . . . كردهاند . ( 7 ) . نگ : - نظم ز زرينه . . . نيام .